مروری بر کتاب «فلسفه سرطان»
غلامحسین مقدم حیدری
مارتا برتولاسو (Marta Bertolaso) استاد تمام فلسفه علم و توسعه انسانی در دانشگاه کمپوس بیو-مدیکو (Campus Bio-Medico) در رم، ایتالیا است. او یکی از چهره های شاخص در حوزه ی فلسفه علوم زیستی به شمار میرود و وجه تمایز اصلی او، پیشینه ی دوگانه و میان رشته ای اش است. برتولاسو در ابتدا در رشته علوم زیستی تحصیل کرد و سالها در آزمایشگاههای تحقیقاتی به کار مشغول بود؛ اما سپس مسیر خود را به سمت فلسفه تغییر داد و امروز یکی از معدود فیلسوفانی است که هم به زبان دقیق آزمایشگاه و داده های تجربی مسلط است و هم به عمق پرسشهای معرفت شناختی (اپیستمولوژیک).
او سابقه پژوهش و تدریس در مراکز معتبر جهانی نظیر مرکز فلسفه علم دانشگاه پیتسبورگ، دانشگاه اکستر، دانشگاه پاریس و انستیتو انکولوژی اروپا (IEO) را دارد و همچنین عضو پروژه ی بین المللی نشانگرهای زیستی سرطان (CCBIO) در دانشگاه برگن نروژ است. تمرکز اصلی تحقیقات او بر تحلیل مفروضات فلسفیِ پنهان در مدلهای علمی سرطان و ارائه ی چارچوبی نوین برای درک پدیده های زیستیِ پیچیده است. کتاب «فلسفه سرطان: دیدگاهی پویا و رابطه ای» در سال ۲۰۱۶ به عنوان جلد هجدهم از مجموعه «تاریخ، فلسفه و نظریه علوم زیستی» توسط انتشارات اشپرینگر (Springer) منتشر شده است. پرسش بنیادین کتاب این است: با وجود انباشت عظیم داده ها در پنجاه سال اخیر، چرا هنوز درکِ علمیِ ما از سرطان، ناقص، چندپاره و بعضاً متناقض است؟ پاسخ برتولاسو این است که بن بست فعلی، بن بستی در قلمرو «داده» یا کمبود«ابزاری» نیست؛ بلکه بن بست «مفهومی» و «فلسفی» است. او معتقد است که برای خروج از این وضعیت، باید از تقابلهای دوگانه (مانند ژنتیک در برابر اپی ژنتیک، یا سلول در برابر بافت) فراتر رفت و یک «بازاندیشی رادیکال» درباره ماهیت علیت، تبیین و سازماندهیِ حیات انجام داد. کتاب در دو بخش کلی سامان یافته: چهار فصل نخست به روایت و نقد مدلهای تاریخیِ سرطان میپردازد و سه فصل پایانی، نظریه ابتکاریِ نویسنده را صورتبندی میکند.
برتولاسو نشان میدهد که سرطان یک «چیز» (Thing) نیست که یک علت مشخص داشته باشد، بلکه یک «فرایند» (Process) است که در لایه های مختلف حیات (از ژن تا ارگانیسم) جریان دارد.
فصل اول: زیست شناسی سرطان (Cancer Biology)
نویسنده به معرفی سه ویژگیِ چالش برانگیزِ این بیماری، میپردازد:
-
چندسطحی بودن (از ژن و کروموزوم تا بافت و کل ارگانیسم)؛
-
چندعلتی بودن (ترکیبی از عوامل ژنتیکی، اپی ژنتیکی، محیطی و بافتی)؛
-
ناهمگنی شدید (به ویژه ناهمگنیِ درونِ خود تومور که به دو نوع H1 یا ناهمگنی تمایزی، و H2 یا ناهمگنی ژنتیکی تقسیم میشود). برتولاسو با طرح پدیده های «نهفتگی» (Latency) و «برگشت پذیری» (Reversibility) تومور، نشان میدهد که ما با یک «پیچیدگیِ علّی» (Causal Complexity) روبرو هستیم؛ یعنی توالی، زمانبندی و روابط متقابل عوامل، از خودِ عوامل مهمتر هستند.
فصل دوم: تکامل مدل های تبیینی سرطان
این فصل یک روایت تاریخی-انتقادیِ گیرا است. نویسنده سیر مدلها را از نظریه جهش سوماتیک (SMT) در دهه ۱۹۷۰ آغاز کرده و به ترتیب مدلهای ژنتیکی کلونال، تصادفی، چندژنی-چندفازی، اپی ژنتیکِ پیش ساز و نهایتاً مدل سلسله مراتبی سلولهای بنیادی سرطانی (CSC) را بررسی میکند.
نکته کلیدی و شگفت آور اینجاست که برتولاسو نشان میدهد تمام این مدلها، علیرغم افزایش پیچیدگی، در یک «چشم انداز سلول-محور» (Cell-Centred Perspective) مشترک باقی میمانند؛ یعنی همه باور دارند که سرطان ذاتاً یک بیماری خودمختارِ سلولی ناشی از جهش است. او نشان میدهد که این رویکرد فروکاهش گرا (Reductionist) پس از دهه ها موفقیت، اکنون به «دیوار پیچیدگی» (Complication) برخورد کرده است؛ یعنی آنقدر عوامل (ده ها تا هزاران ژن و اپی ژنتیک) انباشته شده اند که دانشمندان تواناییِ اولویت بندیِ علّیِ آنها را از دست داده اند.
فصل سوم: رویکرد سیستمی به سرطان
در این فصل، نویسنده به سراغ مدلهایی می رود که از چارچوب سلول-محور عبور کرده و بر «روابط» تأکید می ورزند. او مدلهای «شبکه ای»، «چشم اندازهای جاذب» (Attractor Landscapes) و به ویژه «مدل تبادل پویا» (Dynamic Reciprocating Model – DRM) را تشریح میکند که نقش تعیین کننده ماتریس خارج سلولی (ECM) و ریزمحیط را در جهتدهی به رفتار سلول نشان میدهند.
دستاورد مهم این فصل، تشخیص این است که رویکرد سیستمی، موجود زنده را صرفاً یک «سامانه مولکولیِ سازمان یافته» نمیداند، بلکه آن را «سازمان دهنده» (Organizer) نظامهای مولکولی معرفی میکند. این تغییر نگاه، مقدمه ای برای ورود به هستی شناسی جدید است.
فصل چهارم: نظریه میدان سازماندهی بافت (TOFT)
قویترین رقیبِ نظریه ژنتیکی، یعنی نظریه میدان سازمان دهی بافت (TOFT) اثر سوتو و سوننشاین، در این فصل به بوته نقد گذاشته میشود. TOFT مدعی است که سرطان زایی اساساً یک اختلال در سازمانده سه بعدیِ بافت است، نه یک جهش سلولی، و حالت پیشفرض سلولها، «تکثیر» است، نه «خاموشی».
برتولاسو ضمن ستایش از دقتِ بالینیِ TOFT در برجسته سازی نقش بافت، از افراط های فلسفیِ آن (به ویژه ادعای «کلگراییِ» (Holism) افراطی و ناسازگاریِ مطلق با نظریه رقیب) انتقاد میکند. به باور او، TOFT اگرچه شهودِ درستی درباره «علیت از بالا به پایین» (Top-down Causation) دارد، اما در تبیینِ منطقِ درونیِ این علیت، گرفتار سردرگمی مفهومی میشود.
فصل پنجم: به سوی هستی شناسی رابطه ای
این فصل، دستاورد اصلی و بدیع کتاب است. برتولاسو پیشنهاد میکند که به جای نگاه مرسوم «بخشها بر کل مقدم هستند» (Mereology)، موجود زنده را یک «پویاییِ وحدت-چندگانه» (Multi-unity Dynamism) در نظر بگیریم. او مفهوم «نظام های یکپارچه ساز عملیاتی» (Operational Integrating Systems) را ابداع میکند؛ نظام هایی که در آن، اجزا به صورت رابطه ای (و نه جوهری) تعریف میشوند و هویت شان وابسته به موقعیت شان در کل است.
در اینجا، برتولاسو یک تمایز فلسفیِ نبوغ آمیز ارائه میدهد:
۱. علیت «با انجام» (Causality by Doing) : همان علیتِ خطی و مکانیکی که در فیزیک و ژنتیک میشناسیم.
۲. علیت «با حفظ/نگهداری» (Causality by Holding) : علیتی همزمان (Synchronic) و رابطه ای که ساختار کل را تثبیت کرده و اجزا را هدایت میکند.
این تفکیک، معمای قدیمیِ «علیت دوری» (Circular Causality) را حل میکند و نشان میدهد که رابطه جزء و کل، یک «تقابل با نا-همسانی» (Reciprocity with Asymmetry) است؛ یعنی کل، اجزا را حفظ میکند، اما اجزا، کل را نمی سازند، بلکه در آن مشارکت دارند.
فصل ششم: در باب تبیین های زیستی
نویسنده نظریه تبیین خود را بر مبنای هستی شناسیِ رابطه ای میسازد. او مفهوم «استدلال در سطح میانی» (Mesoscopic Reasoning) را معرفی میکند: دانشمندان همواره به دنبال سطحی از تبیین (نه خیلی ریز و نه خیلی درشت) هستند که در آن، بیشترین میزان «دترمینیسمِ قابل فهم» وجود داشته باشد. به بیان او، «فروکاهش» در زیست شناسی، چیزی جز شناسایی همین «سامانه میانی» نیست.
نکته محوری این فصل، گزاره «ثبات بر اختصاصیت غلبه دارد» (Stability Wins over Specificity) است. یعنی تنها در شرایطی که یک حالت کارکردی (مثلاً یک بافت) از ثبات کافی برخوردار باشد، میتوانیم به اختصاصیتِ علّیِ یک جهش خاص اعتقاد پیدا کنیم. در غیر این صورت (مانند سرطان پیشرفته)، اختصاصیت از بین میرود و جستجوی یک «ژنِ خاص» بیفایده است.
فصل هفتم و هشتم: مسائل مکمل
برتولاسو در فصل هفتم، چارچوب خود را بر دو مسئله چالش برانگیزِ ادبیات سرطان اعمال میکند: (۱) مفهوم «کارکرد» (Function) در زیست شناسی، و (۲) پارادوکس های نظریه سلولهای بنیادی سرطانی (CSCs).
او نشان میدهد که اسناد کارکردی به ژنها یا سلولها، همواره حاوی یک بُعد غایت شناختی و هنجاری است که قابل حذف نیست. همچنین پارادوکسِ معروف «چگونه CSC هم خودنوزا است و هم تمایز می یابد؟» با نگاه رابطه ای حل میشود؛ زیرا «بن یاختگی» (Stemness) یک ویژگی ذاتیِ سلول نیست، بلکه برآمده از جایگاهِ رابطه ایِ آن در ریزمحیطِ بافتی است.
در فصل پایانی، او تأکید میکند که دیدگاه پویا و رابطه ای، تمام دوگانگی هایِ کاذب (فروکاهش گرایی/کل گرایی، ژن/بافت، طبیعت/پرورش) را پشت سر میگذارد و سرطان را نه یک «چیز»، بلکه گسیختگیِ روابطِ نگهدارنده حیات میداند.
کتاب «فلسفه سرطان: دیدگاهی پویا و رابطه ای» یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین آثار فلسفی در حوزه پزشکی و زیستشناسی در دو دهه اخیر است. مارتا برتولاسو با مهارتی مثال زدنی نشان میدهد که علتِ اصلیِ ناکامیِ ما در مهارِ سرطان، نادیده گرفتنِ «کیستیِ» (Ontology) این پدیده است. او به جای اینکه سرطان را یک انبوهه تصادفی از سلولهای یاغی بداند، آن را گسیختگیِ روابطِ هماهنگ کننده حیات تعریف میکند. پیامِ نهاییِ کتاب، امیدوارکننده و در عین حال عمیقاً انسانی است: بهترین راه برای مواجهه با سرطان، مبارزه صرف با سلولها (با شیمی درمانی یا پرتودرمانی) نیست، بلکه «توانمندسازیِ» (Empowerment) نظامِ زیستی از طریق بازگرداندنِ ثبات به روابطِ بافتی است. این کتاب، مطالعه آن را به تمام فیلسوفانِ علم، پژوهشگرانِ سرطان، پزشکانِ بالینی و حتی دانشجویانی که به دنبال درکِ عمیقتری از نسبتِ «علم و حیات» هستند، اکیداً توصیه میشود.
اطلاعات کتابشناسی:
Bertolaso, Marta. Philosophy of Cancer: A Dynamic and Relational View.
History, Philosophy and Theory of the Life Sciences, vol. 18.
Dordrecht: Springer, 2016. xv + 190 pp.
ISBN: 978-94-024-0863-8 (چاپی) | ۹۷۸-۹۴-۰۲۴-۰۸۶۵-۲ (نسخه الکترونیک)
DOI: 10.1007/978-94-024-0865-2