نگاهی تازه به فلسفه پزشکی بیندازید.

فلسفه علم برای زیست شناسان

علیرضا منجمی

0

 

کتاب Philosophy of Science for Biologists (فلسفهٔ علم برای زیست‌شناسان) مجموعه‌ای آموزشی و میان‌رشته‌ای است که می‌کوشد فلسفهٔ علم را از سطح مباحث کلی و انتزاعی به درون مسائل واقعی علوم زیستی بیاورد. این کتاب در سال ۲۰۲۰ از سوی Cambridge University Press منتشر شده و دو ویراستار علمی دارد: Kostas Kampourakis (University of Geneva) و Tobias Uller (Lund University). هدف اصلی اثر آن است که به زیست‌شناسان—از دانشجویان کارشناسی تا پژوهشگران و مدرسان—نشان دهد پرسش‌های فلسفی نه «حاشیهٔ» علم، بلکه بخشی از کار روزمرهٔ پژوهش و آموزش زیست‌شناسی‌اند؛ پرسش‌هایی که به تعریف مفاهیم کلیدی، اعتبار تبیین‌ها، نقش مدل‌ها، شیوهٔ داوری میان نظریه‌ها، و حتی نسبت علم با ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی گره خورده‌اند.

پرسش محوری کتاب را می‌توان این‌گونه صورت‌بندی کرد: «زیست‌شناسی چگونه علم می‌شود و چگونه باید دربارهٔ آن اندیشید؟» پاسخ کتاب به این پرسش بر این اصل استوار است که علوم زیستی صرفاً گردآوری داده یا اجرای تکنیک‌های آزمایشگاهی نیست؛ بلکه فعالیتی مفهومی، تبیینی و تاریخی است. زیست‌شناسان ناگزیر با مفاهیمی سروکار دارند که مرزهایشان روشن و ثابت نیست: «ژن»، «گونه»، «سازگاری»، «کارکرد»، «علت»، «تبیین»، «مدل» و «نظریه». کتاب نشان می‌دهد همین مفاهیم—که گاهی در کتاب‌های درسی بدیهی و ساده نمایش داده می‌شوند—در عمل محل مناقشه، بازتعریف و تحول‌اند و بدون حساسیت فلسفی، هم فهم پژوهش و هم انتقال آن به دانشجو ناقص می‌ماند.

 

یکی از نقاط قوت کتاب این است که به جای ارائهٔ فلسفهٔ علم به شکل تاریخ مکاتب یا مجموعه‌ای از تعریف‌های سخت و رقابت‌های اصطلاحی، با نمونه‌های زیستی واقعی کار می‌کند.

 

بسیاری از فصل‌ها از دلِ مثال‌های تجربی، مطالعات موردی و مسائل جاری زیست‌شناسی آغاز می‌شوند و سپس به تدریج لایه‌های مفهومی و فلسفی را آشکار می‌کنند. در نتیجه، خواننده فلسفه را نه به عنوان زبانی بیگانه، بلکه به عنوان ابزاری برای تحلیل بهترِ پژوهش‌های زیستی تجربه می‌کند: چرا یک مدل پذیرفتنی است؟ چه نوع شواهدی برای یک ادعا کافی‌اند؟ در چه شرایطی اختلاف نظر علمی طبیعی و حتی سازنده است؟ و چگونه باید میان تبیین‌های رقیب داوری کرد؟

کتاب به‌ویژه تصویر ساده‌سازی‌شده از «روش علمی واحد» را به چالش می‌کشد. در روایت‌های رایج آموزشی، علم گاه همچون مسیر خطیِ ثابت معرفی می‌شود: مشاهده → فرضیه → آزمایش → نتیجه. اما زیست‌شناسی هم از نظر موضوع (سامانه‌های پیچیدهٔ زنده) و هم از نظر شیوه‌های پژوهش، متنوع‌تر از آن است که به یک الگوریتم واحد فروکاسته شود. در این اثر نشان داده می‌شود که زیست‌شناسان بسته به مسئله، از روش‌های متفاوتی بهره می‌گیرند: مشاهده و طبقه‌بندی، آزمایش و مداخله، مقایسهٔ تاریخی، تحلیل‌های آماری و جمعیتی، و نیز مدل‌سازی و شبیه‌سازی. پیام ضمنی این است که علم نه آشوب روش‌شناختی است و نه فرمان‌برداری از یک دستورالعمل ثابت؛ بلکه شبکه‌ای از شیوه‌های آزمون‌پذیر و تاریخی است که در تعامل با ابزارها، پرسش‌ها و زمینه‌های پژوهش تکامل یافته‌اند.

محور مهم دیگر کتاب، نقش مدل‌های علمی در زیست‌شناسی است. مدل‌ها—از مدل‌های ژنتیک جمعیت و بوم‌شناسی تا مدل‌های اپیدمیولوژیک—صرفاً «عکس» واقعیت نیستند. هر مدل ناچار بخشی از واقعیت را ساده می‌کند، برخی عوامل را نادیده می‌گیرد و برخی روابط را برجسته می‌سازد. کتاب توضیح می‌دهد که این ایده‌آل‌سازی همیشه نقص نیست؛ زیرا مدل‌ها برای هدفی مشخص ساخته می‌شوند: توضیح یک الگو، پیش‌بینی رفتار یک سامانه، آزمودن یک امکان، یا سازمان‌دهی داده‌های پراکنده. بنابراین پرسش درست غالباً این نیست که «آیا مدل کاملاً واقعی است؟» بلکه این است که «برای چه هدفی، در چه زمینه‌ای، و با چه هزینهٔ خطا یا ساده‌سازی‌ای، مدل کار می‌کند؟»

از سوی دیگر، کتاب بر پیچیدگی مفاهیم بنیادین زیست‌شناسی دست می‌گذارد. نمونهٔ روشن، مفهوم ژن است: ژن در حوزه‌های مختلف زیست‌شناسی ممکن است به واحد وراثت، توالی DNA، منبع محصول مولکولی، یا مؤلفه‌ای از شبکه‌های تنظیمی اشاره کند. این تنوع، به‌جای آنکه صرفاً «ابهام» تلقی شود، نشانهٔ آن است که مفاهیم علمی با اهداف پژوهشی و ابزارهای تجربی تغییر می‌کنند. این نگاه، خواننده را از انتظارِ تعریف‌های ذات‌گرایانه و یک‌بار برای همیشه، به سمت درک پویای مفاهیم سوق می‌دهد؛ درکی که هم به تاریخ علم حساس است و هم به کارکرد مفاهیم در عمل پژوهش.

کتاب همچنین به مسئلهٔ تبیین و انواع آن در علوم زیستی می‌پردازد. در زیست‌شناسی، یک پدیده را می‌توان از راه سازوکارهای مولکولی، مسیرهای تکوینی، تاریخ تکاملی، نقش بوم‌شناختی یا کارکرد کنونی توضیح داد. این کثرت تبیین‌ها به معنای فقدان معیار نیست؛ بلکه نشان می‌دهد «تبیین خوب» باید با پرسش تحقیق تناسب داشته باشد و گاه چند سطح از تبیین را در کنار هم به کار گیرد. در همین راستا، بحث دربارهٔ زبان کارکردی و غایت‌نمایی در زیست‌شناسی نیز اهمیت پیدا می‌کند: زیست‌شناسان از «برایِ» کارکردها سخن می‌گویند (مثلاً قلب برای پمپاژ خون)، اما کتاب توضیح می‌دهد که نظریهٔ تکامل داروینی امکان می‌دهد این زبان را بدون فرضِ طراحی آگاهانه فهم کنیم؛ یعنی با ارجاع به تاریخ انتخاب طبیعی و تثبیت صفات.

 

یکی دیگر از نقاط برجستهٔ اثر، تحلیل مناقشات علمی است. کتاب نشان می‌دهد مناقشه لزوماً نشانهٔ ناکارآمدی علم نیست؛ بسیاری از اختلاف‌ها بخشی طبیعی از فرایند ارزیابی شواهد، مقایسهٔ چارچوب‌ها و پالایش مفاهیم‌اند.

 

به‌ویژه، نوعی از مناقشه‌ها بر سر «اهمیت نسبی» شکل می‌گیرند: طرفین ممکن است دربارهٔ وجود یک پدیده توافق داشته باشند، اما دربارهٔ میزان نقش آن، فراوانی آن یا وزن تبیینی آن اختلاف کنند. چنین مناقشاتی اغلب نه با یک «آزمایش نهایی»، بلکه با بازصورت‌بندی مسئله، تفکیک سطوح تحلیل و پذیرش علّیت چندگانه فروکش می‌کنند.

کتاب همچنین مرز سادهٔ میان «واقعیت» و «ارزش» را مسئله‌مند می‌کند. انتخاب موضوعات پژوهش، معیارهای اهمیت، تصمیم‌های مربوط به اخلاق پژوهش (مثلاً در کار با حیوانات)، و کاربردهای اجتماعی علم همگی می‌توانند با ارزش‌ها پیوند داشته باشند. تأکید کتاب این نیست که علم به سلیقه فروکاسته می‌شود؛ بلکه این است که علمِ خوب علمی است که نسبت به پیش‌فرض‌ها و ارزش‌های دخیل آگاه باشد، امکان نقد و بازبینی را حفظ کند و شفافیت مفهومی را تقویت نماید.

فصل پایانی کتاب به‌طور خاص به آموزش می‌پردازد و می‌پرسد:چگونه فلسفهٔ علم را به زیست‌شناسان آموزش دهیم؟

 

توصیهٔ اصلی این است که از غرق شدن در جزئیات فنی فلسفه و تعریف‌های پیچیده پرهیز کنیم، از مثال‌های ساده و آشنا آغاز کنیم، سپس بحث را با نمونه‌های زمینه‌مندِ زیست‌شناسی غنی سازیم و حتی‌المقدور فلسفهٔ علم را در کلاس‌های استاندارد زیست‌شناسی هم ادغام کنیم. هدف نهایی، حفظ‌کردن نام‌ها یا مکاتب نیست؛ بلکه پرورش توانایی تحلیل، پرسشگری، تشخیص پیش‌فرض‌ها و فهم دقیق‌ترِ «چگونه علم کار می‌کند» است.

 

در مجموع، Philosophy of Science for Biologists کتابی مسئله‌محور و کاربردی است که به زیست‌شناسان کمک می‌کند نسبت به ابزارهای مفهومی پژوهش خود هوشیارتر شوند و به مدرسان امکان می‌دهد آموزش زیست‌شناسی را از سطح انتقال داده‌ها به سطح پرورش تفکر انتقادی ارتقا دهند. این کتاب به‌خوبی نشان می‌دهد که فلسفهٔ علم، اگر با مثال‌های درست و دغدغه‌های واقعی علم همراه شود، می‌تواند جزئی از سواد حرفه‌ای زیست‌شناس باشد.

منبع
Kampourakis, K., & Uller, T. (Eds.). (2020). *Philosophy of science for biologists*. Cambridge University Press.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.