نگاهی تازه به فلسفه پزشکی بیندازید.

آکرکنشت: تاریخ نگار «عمل پزشکی روزمره»

غلامحسین مقدم حیدری

0

 

اروین هاینز آکرکنشت (Erwin Heinz Ackerknecht) از جمله تأثیرگذارترین مورخان پزشکی سده بیستم به شمار می‌آید که نقشی محوری در حرفه‌ای‌سازی رشته تاریخ پزشکی در ایالات متحده ایفا کرد. او با رویکردی میان‌رشته‌ای که پزشکی را در بستر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن تحلیل می‌کرد، پیشگام جریان‌های معاصر در تاریخ اجتماعی و فرهنگی پزشکی بود.
آکرکنشت در اول ژوئن ۱۹۰۶ در شهر اشتتین (امروزه شچچین در لهستان) زاده شد. پدرش، دکتر اروین یولیوس آکرکنشت، کتابداری برجسته، نویسنده، منتقد ادبی و استاد تاریخ ادبیات بود. او تحصیلات پزشکی خود را در دانشگاه‌های فرایبورگ، کیل، برلین، وین و لایپزیگ گذراند و سرانجام در سال ۱۹۳۱ با رساله‌ای درباره اصلاحات پزشکی آلمان در سال ۱۸۴۸، زیر نظر هنری سیگریست (Henry E. Sigerist)، از دانشگاه لایپزیگ دکترای پزشکی دریافت کرد.
در دوران دانشجویی، آکرکنشت فعالانه در جنبش‌های کمونیستی شرکت داشت. در سال ۱۹۲۶ به سازمان جوانان کمونیست آلمان (KJVD) و سپس به حزب کمونیست آلمان (KPD) پیوست. او به عنوان رهبر فراکسیون دانشجویی کمونیست (KoStuFra) شناخته می‌شد و همراه با رابرت سوبلن و اتو شوسلر، گروهی مخالف با عنوان «وحدت بلشویکی» را در لایپزیگ بنیان نهاد. در اوایل دهه ۱۹۳۰، آکرکنشت به جناح تروتسکیستی گرایش یافت و به یکی از رهبران اپوزیسیون چپ در حزب کمونیست آلمان تبدیل شد. در مارس ۱۹۳۴، او از بنیان‌گذاران «اپوزیسیون متحد چپ» بود و پیشتر از حزب کمونیست اخراج شده بود. آکرکنشت تا حدود سال ۱۹۳۵ از تروتسکی فاصله گرفت و سرانجام در ۱۹۳۸ فعالیت سیاسی را به کلی کنار گذاشت.
آکرکنشت تاریخ‌نگاری پزشکی را در بستر اجتماعی-فرهنگی آن می‌فهمید. تأکید او بر تحلیل «عمل پزشکی روزمره» به جای تمرکز صرف بر نظریه‌ها و اکتشافات بزرگ، در آثار او مشهود است
با روی کار آمدن هیتلر در سال ۱۹۳۳، آکرکنشت ناچار به ترک آلمان شد. نازی‌ها تابعیت آلمانی او را لغو کردند (او بعدها در ۱۹۴۸ به تابعیت ایالات متحده درآمد). او به پاریس رفت و در موزه انسان (Musée de l’Homme) زیر نظر انسان‌شناسان برجسته‌ای چون مارسل موس، لوسین لوی-برول و پل ریوه به آموزش مردم‌شناسی پرداخت. این دوره تأثیر عمیقی بر نگرش میان‌رشته‌ای او به تاریخ پزشکی گذاشت.پس از آغاز جنگ جهانی دوم، آکرکنشت در نیروهای مسلح فرانسه خدمت کرد. در سال ۱۹۴۱ به ایالات متحده مهاجرت کرد و ابتدا به عنوان پژوهشگر در مؤسسه تاریخ پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز مشغول به کار شد. همزمان، سمت دستیار متصدی بخش مردم‌شناسی فیزیکی در موزه تاریخ طبیعی آمریکا را نیز بر عهده داشت. در سال ۱۹۴۷، دانشگاه ویسکانسین-مدیسن به آکرکنشت کرسی استادی تمام پیشنهاد داد و او را به عنوان نخستین رئیس دپارتمان تاریخ پزشکی این دانشگاه منصوب کرد. این دومین کرسی تاریخ پزشکی در ایالات متحده بود. او به مدت یک دهه (۱۹۴۷-۱۹۵۷) این سمت را بر عهده داشت. در سال ۱۹۵۷، آکرکنشت به سوئیس بازگشت و به عنوان استاد و مدیر مؤسسه تاریخ پزشکی و زیست‌شناسی دانشگاه زوریخ منصوب شد. او این سمت را تا زمان بازنشستگی‌اش در سال ۱۹۷۱ حفظ کرد. او در ۱۸ نوامبر ۱۹۸۸ در زوریخ درگذشت.
آکرکنشت تاریخ‌نگاری پزشکی را در بستر اجتماعی-فرهنگی آن می‌فهمید. تأکید او بر تحلیل «عمل پزشکی روزمره» به جای تمرکز صرف بر نظریه‌ها و اکتشافات بزرگ، به ویژه در کتاب «تاریخ درمان‌شناسی» مشهود است. او در این اثر، با تحلیل نوشته‌های درمانی شخصیت‌های بزرگ پزشکی در هر عصر (از بقراط و جالینوس تا پاستور و کخ)، رابطه پیچیده میان نظریه‌های پزشکی و عملکرد بالینی را آشکار کرد. او نشان داد که نظریه‌های پزشکی بسیار انعطاف‌پذیرتر از روش‌های درمانی بوده‌اند: برای مثال، «فصد» (خون‌گیری) قرن‌ها به کار می‌رفت، اما توجیه نظری آن در هر عصر تغییر می‌کرد.
آکرکنشت همچنین مفهوم «پزشکی به مثابه جنبه‌ای یکپارچه از فرهنگ جامعه» را در دهه ۱۹۴۰ مطرح کرد که تأثیری ماندگار بر مردم‌شناسی پزشکی گذاشت. او از مدافعان سرسخت «نسبی‌گرایی فرهنگی» در بررسی نظام‌های پزشکی بود و کارهای اولیه‌اش در زمینه پزشکی اقوام ابتدایی و الگوهای فرهنگی بیماری، نمونه‌ای از این رویکرد است.
آکرکنشت در طول دوران حرفه‌ای خود افتخارات متعددی دریافت کرد. از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به دریافت دکترای افتخاری از دانشگاه‌های برن و ژنو اشاره کرد. او عضو انجمن‌های علمی معتبری چون انجمن فلسفی آمریکا بود. تأثیر ماندگار او در تاریخ‌نگاری پزشکی، به ویژه از طریق آثارش در زمینه پزشکی بیمارستانی پاریس، همچنان الهام‌بخش پژوهشگران است. امروزه آکرکنشت را به عنوان یکی از برجسته‌ترین مورخان پزشکی سده بیستم می‌شناسند. چارلز روزنبرگ، مورخ پزشکی، او را «عضو تأثیرگذار آن گروه کوچک از مورخان عمدتاً مهاجر پزشکی می‌داند که رشته خود را در ایالات متحده حرفه‌ای کردند» و تأکید می‌کند که تأکید آکرکنشت بر عمل پزشکی روزمره و جای‌دهی ایده‌ها در بستر اجتماعی و نهادی‌شان، «پیش‌بینانه» و زمینه‌ساز جریان‌های معاصر در تاریخ اجتماعی و فرهنگی بوده است.
میراث فکری آکرکنشت فراتر از آثار مکتوب اوست. رویکرد بینارشته‌ای او که پزشکی، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی و سیاست را به هم پیوند می‌زد، الگویی برای نسل‌های بعدی مورخان پزشکی شد. همان‌طور که خود او در مقدمه کتاب «تاریخ درمان‌شناسی» نوشت، «تاریخ درمان‌شناسی مفیدترین کتابی است که یک مورخ پزشکی می‌تواند بنویسد». این جمله به خوبی نشان‌دهنده تعهد او به تاریخی است که نه فقط برای دانشگاهیان، بلکه برای پزشکان بالینی و بیماران نیز معنا داشته باشد.
مهمترین آثار و تألیفات
· A Short History of Medicine (۱۹۵۵، ویرایش دوم ۱۹۸۲):
این اثر موجز و خواندنی که نخستین بار در ۱۹۵۵ منتشر شد، به عنوان بهترین کتاب در نوع خود شناخته شده و برای دهه‌ها منبعی استاندارد برای دانشجویان تاریخ پزشکی بوده است.
· Medicine at the Paris Hospital, 1794-1848 (۱۹۶۷):
این تک‌نگاری پژوهشی، ۵۵ سال دوران شکوفایی دانشکده پزشکی پاریس را بررسی می‌کند و سال ۱۷۹۴ را نقطه عطفی در جدایی پزشکی بالینی از سنت‌های پیشین می‌داند.
· A Short History of Psychiatry (۱۹۵۷، ترجمه انگلیسی ۱۹۵۹):
تاریخی فشرده از روانپزشکی که رویکرد فرهنگی-اجتماعی آکرکنشت را در حوزه سلامت روان به کار می‌گیرد.
· Therapeutics from the Primitives to the 20th Century (۱۹۷۰ به آلمانی، ترجمه انگلیسی ۱۹۷۳):
آکرکنشت خود این کتاب را «مفیدترین کتابی که یک مورخ پزشکی می‌تواند بنویسد» توصیف کرده است.
· History and Geography of the Most Important Diseases (۱۹۶۵):
اثری پیشگامانه در بررسی ابعاد اکولوژیک و جغرافیایی بیماری‌ها.
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.