نگاهی تازه به فلسفه پزشکی بیندازید.

نمایش تعذیب

غلامحسین مقدم حیدری

0

 

 

در اواخر قرون وسطی و دوره رنسانس تعذیب مجرمان و اعدام آنان رویدادهای مهمی بودند که توسط صاحبان قدرت برگزار می شد و مردم به آن ها دعوت می شدند تا شاهد اعمال قدرت حکومت -سلطنت یا کلیسا- در جامعه و مشروعیت بخشیدن بدان باشند. مردم وظیفه داشتند تا در این غم ها و شادی ها شرکت کنند تا اتحاد برگشت ناپذیر خود با هم و با نهاد حکومت را نشان دهند. بسیاری از ویژگی‌های منحصر به فرد رویه‌های قضایی، از لباس قضات در هنگام صدور حکم گرفته تا روش انتقال محکوم به پای چوبه دار، خطابه‌های متهم، دعاها و سرودخوانی‌ها و عملکرد جلاد، نوعی «نمایش» بودند و سعی داشتند تا توجه مردم را جلب کنند. اما بیش از همه، شخص زندانی، بدن او و دردش بود که نشانه ای از اعمال قدرت بر بدن وی را نشان می داد و بیشترین شیفتگی را در مردم بوجود می آورد. بدن ناقص محکوم، با لرزیدن، عرق کردن، مقاومت کردن، ژست گرفتن، گریه کردن، انزال خون، ریختن محتویات داخل بدن و سپس مرگ و سکوت، زبانی گیرا از درد را بیان می‌کرد.

تعذیب آیینی بود سازمان داده شده برای نشانه گذاری قربانیان و نمایش قدرتی که تنبیه می کند

برای مردم پیشامدرن «تجربه دیدن و تصویرکردن»[۱] بدنی – که از شکنجه‌های وارده بر آن ویران می شد و خونریزی می‌کرد – در مرکز منظومه‌ای از آموزه‌های مذهبی، باورها و اعمال عبادی قرار داشت».(Merback,1999,p 19) عبادت‌های مراقبه‌ای به مصائب مسیح، مستلزم نوعی غوطه‌وری تأمل‌برانگیز در جزئیات هولناک رنج او – از یک ایستگاه صلیب به ایستگاه دیگر – بود. افسانه‌های ذلت باشکوه شهدای مسیحی نیز همین جذابیت‌ها را داشتند. و از آنجایی که نگاه به محکوم رنج‌کشیده به عنوان یک – شبه شهید – و بنابراین مسیح‌گونه، غیرمعمول نبود، درد بدنی در پای چوبه دار – در همین منظومه باورها و احساسات قرار می‌گرفت. این نشانه‌ای دوپهلو بود که دو حالت داشت:

  • گناهکاری که هیچ نشانه ای از پشیمانی در او نمایان نبود و از اعتراف امتناع می ورزید یا مقاومت می کرد؛ بیگانگی مطلق روح از خدا را نشان می داد و رنج‌های مشهود او، مثال زنده‌ای از ناامیدی را آشکار می کرد، زیرا آخرین لحظات او بر روی زمین چیزی جز پیش‌زمینه‌ای از عذاب‌های بی‌پایان جهنم نبود.
  • اما مجرمی که به گناه خود اعتراف می کرد و به لطف خدا پناه می برد، نشانگر توبه ای پذیرفته شده بود. (Merback,1999,p 19)

هدف تعذیب آن است که با زخمی که بر بدن قربانی به جا می گذارد و نمایشی که برپا می سازد قربانی اش را بدنام کند.

فوکو در کتاب مراقبت و تنبیه: تولد زندان می کوشد تا با توصیف ویژگی های تعذیب در دوره پیشامدرن آن را با قوانین کیفری و مجازات و تنبیه در دوره مدرن مقایسه کند. از این رو کتاب با نمایش دو اپیزود آغاز می شود. در اپیزود نخست تعذیب و شکنجه مجرمی – به نام دامی ین- که در سال ۱۷۵۷ به جان شاه سو قصد کرده- را به نمایش می گذارد و در اپیزود دوم یک روز در یک زندان مدرن را به تصویر می کشد. فوکو «نمایش» تعذیب دامی ین را چنین توصیف می کند:

او محکوم شد که « در برابر در اصلی کلیسای پاریس به جرم خود اعتراف و طلب مغفرت کند و از آنجا با یک تا پیراهن و مشعلی از موم مشتعل به وزن نزدیک به یک کیلو در دست  در یک گاری به میدان گُرِو برده شود و بر قاپوقی که در آنجا بر پا شده با انبری گداخته و سرخ سینه، بازوها، ران ها و ماهیچه های ساق هایش شکافته شود و دست راستش در حالیکه در آن چاقویی را گرفته که با آن به جان شاه سو قصد کرده با آتش گوگردسوزانده شود و روی شکاف های ایجاد شده در بدن اش سرب مذاب، روغن جوشان، صمغ گداخته و موم و گوگرد مذاب  ریخته شود و سپس بدنش با چهار اسب کشیده و چهار شقه شود و اندام ها و بدن اش سوزانده شود، خاکستر شود و خاکسترهایش به باد سپرده شود»(فوکو،۱۳۸۷،ص ۱۱)

 

تعذیب هایی از این دست در ملا عام انجام می شدند و صرفا خشونت هایی بی حد و حصر بر بدن مجرمان نبودند بلکه نمایش هایی بودند که باید دو اصل را رعایت می کردند:

  • تعذیب باید بر قربانی اش نشانه گذاری کند. یعنی هدف تعذیب آن است که با زخمی که بر بدن قربانی به جا می گذارد و نمایشی که برپا می سازد قربانی اش را بدنام کند. حتی اگر زخم های تعذیب محو شوند یا آن را بپوشانند اما «حافظه انسان ها خاطره نمایش در ملاعام، پیلوری، شکنجه و دردی را که به اندازه کافی مشاهده شده را حفظ می کند»(فوکو،۱۳۸۷،ص ۴۷). به همین دلیل تعذیب در قالب یک نمایش اعمال می شد تا چشمگیر باشد و همگان آن را به عنوان پیروزی عدالت مشاهده کنند و به یاد بسپارند.
  • تعذیب یک تکنیک بود و نه کیفر بدنی بی قاعده و وحشیانه. از این رو باید از سه معیار اصلی تبعیت می کرد:

-باید متناسب با شدت جرم، شخص مجرم و مرتبه قربانیان می بود

– از این رو باید مقدار معینی از درد را ایجاد می کرد.

– و زمان مشخصی برای اعمال این مقدار معین تعیین می شد

بنابراین تعداد ضربه های شلاق، جای زدن داغ، طول مدت جان کندن روی تل هیزم یا روی چرخ همه باید مطابق قواعدی مفصل توسط دادگاه محاسبه شوند. گردن زدن که درد را با یک حرکت به یک لحظه می رساند درجه صفر تعذیب بود. از نظر فوکو « مرگ-تعذیب هنر نگهداری زندگی در درد است»(فوکو،۱۳۸۷،ص ۴۶).

از این رو فوکو معتقد است که تعذیب « آیینی است سازمان داده شده برای نشانه گذاری قربانیان و نمایش قدرتی که تنبیه می کند و نه غضب عدالتی که با فراموش کردن اصول خود هر گونه خویشتن داری را از کف می دهد. در زیاده روی های تعذیب ها، اقتصاد تمام عیاری از قدرت به کار گرفته می شود»(فوکو،۱۳۸۷،ص ۴۷).

در اپیزود دوم کتاب تولد زندان، فوکو با به تصویر کشیدن برنامه یک روز مجرمان در زندانی مدرن می کوشد نشان دهد که در روزگار ما تعذیب به منزله نمایش عمومی با تمام ویژگی های رعب انگیز خود محو شده و بدن به منزله آماج اصلی سرکوب  کیفری ناپدید شده است. « ناپدید شدن تعذیب در ملا عام از یک سو نشان دهنده محو شدن نمایش آن و از سوی دیگر  به معنای  باز شدن چنگ ها از بدن است» (فوکو،۱۳۸۷،ص ۲۰) اما تنبیه های غیر مستقیم تر بدنی با ملاحظه کاری در هنر درد رساندن و بکارگیری ترکیبی از دردهای ظریف تر و بی جار و جنجال تر و بدون آن نمایش های هویدا برجستگی بیشتری یافته اند. در نتیجه در دوران مدرن « سپاه کاملی از تکنسین ها جای جلاد، این کالبدشناس بی واسطه رنج و درد را گرفت: مراقبان، پزشکان، کشیشان، روان پزشکان، روان شناسان و مربیان تربیتی»(فوکو،۱۳۸۷،ص ۲۱) وظیفه آنان این بود که «به جای کفاره ای که بر بدن وارد می آمد، مجازاتی بنشیند که بر اعماق قلب و اندیشه و اراده و امیال تاثیر بگذارد. …  مجازات بیشتر بر روح وارد آید تا بر بدن»(فوکو،۱۳۸۷،ص ۲۷) در واقع زندان مدرن به کمک نظام کیفری جدید می کوشد تا محلی برای به انجام رساندن وظیفه  این تکنسین ها باشد.

[۱]seeing and imagining

 

مرجع:

مقدم حیدری، غلامحسین(۱۴۰۴) نقش نمایش در روش شناسی فوکو: جنون، تعذیب، آناتومی ، مجله روش شناسی علوم انسانی، دوره۳۱، ش ۱۲۴

https://method.rihu.ac.ir/article_2389.html

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.