نگاهی تازه به فلسفه پزشکی بیندازید.

تئاتر آناتومی

غلامحسین مقدم حیدری

0

از اواخر رنسانس در اروپا سالن هایی برای تشریح جسد انسان طراحی شده بود که به « تئاتر آناتومی[۱]» مشهور بودند. یک تئاتر آناتومی معمولاً اتاقی با شکل شبیه آمفی‌تئاتر بود که در مرکز آن میزی قرار داشت که تشریح بدن انسان یا حیوان روی آن انجام می‌شد. در اطراف این میز چندین طبقه دایره‌ای، بیضوی یا هشت ضلعی با نرده‌هایی قرار داشت که به صورت شیب‌دار چیده شده بودند تا ناظران (معمولاً دانشجویان) بتوانند بدون اینکه تماشاگران در ردیف‌های جلویی جلوی دید آنها را بگیرند، بایستند و تشریح را مشاهده کنند. نمایش اسکلت‌ها در مکانی در داخل تئاتر رایج بود. اولین تئاتر آناتومی، تئاتر آناتومی پادوا[۲]، در سال ۱۵۹۴ در دانشگاه پادوا ساخته شد. از دیگر نمونه‌ها می‌توان به تئاتر آناتومی دانشگاه لیدن[۳]، که در سال ۱۵۹۶ ساخته و در سال ۱۹۸۸ بازسازی شد ، تئاتر آناتومی دانشگاه اوپسالا[۴](۱۶۶۳) و تئاتر آناتومی بیمارستان عمومی مادرید[۵] در قرن هیجدهم اشاره کرد.

کارکرد تئاتر آناتومی نه یک درس آناتومی نظری بود و نه تشریحی که توسط استادی برای آموزش دانشجویانش انجام می شد بلکه بیشتر برگزاری یک نمایش بود

مشهورترین این تئاترها، تئاتر آناتومی آرکیگیناسیو[۶] در بولونیا[۷]بود که ساختمان آن مربوط به سال ۱۵۶۳ بود ولی اولین تئاتری که در سالن باشکوه و مجلل آن برگزار شد در سال ۱۶۳۸ بود.

« “کارکرد[۸]” این تئاتر نه یک درس آناتومی نظری بود و نه تشریحی که توسط استادی برای آموزش دانشجویانش انجام می شد بلکه بیشتر برگزاری یک مراسم بود» (Ferrari,1987,p 50) در این مراسم استاد پزشکی بدن انسانی را که معمولا مرد بود تشریح می کرد. جسد برای چندین روز روی میز در وسط تئاتر باقی می ماند و تشریح کنندگان آزمایشاتشان را روی آن انجام می دادند. استاد بحث اش را در جمع حضار آغاز و در طول درسش به بخش های مختلف جسد اشاره می کرد و آن ها را نمایش می داد. برخی اوقات تئاتر آناتومی پانزده روز طول می کشید و در طی آن اساتید مختلف پزشکی، آناتومی و فلسفی درس های خود را ایراد می کردند.

دیوارهای تئاتر با پارچه های دمشقی آذین شده بودند. شمعدان ها اتاق را روشن می کردند و دو مشعل مومی در بالای سر و پایین پای جسد برای روشن کردن میز تشریح استفاده شده بودند. سخنرانی افتتاحیه و اختتامیه درس‌ها توسط برجسته‌ترین مقامات شهر، به عنوان نمایندگان حکومت و کلیسا ایراد می شدند. اطلاعیه‌هایی که مانند خود درس‌ها به زبان لاتین بودند، بر ستون‌ها نصب شده بودند که روز و زمانی را که قرار بود درس افتتاحیه برگزار شود، مشخص می‌کردند.

هر روز، پس از یک درس مقدماتی عمومی در آناتومی، در طول صبح و بعد از ظهر، استاد به یک موضوع خاص (یک ارگانیسم یا کل یک سیستم) می‌پرداخت. سپس دانشجویان باید درباره آن بحث می کردند. در نهایت، استاد آناتومی با نمایش اندام های محتلف روی جسد درس خود را ادامه می داد. در بسیاری از مواقع تشریح کنندگان که زیر دست استاد آناتومی کار می کردند پیش از شروع کلاس، اندم ها را از جسد جدا و آماده کرده بودند. در هر دوره تئاتر آناتومی بطور میانگین شانزده تا بیست موضوع و در برخی موارد تا سی موضوع بررسی می شدند. بطوریکه در ده تا پانزده روزی که دوره آناتومی عمومی به طول می انجامید، اندام های کل بدن انسان به اجمال توصیف می‌شد. در همین حال، در کلیسای مجاور، و با هزینه استاد آناتومی، مراسم عشای ربانی برای ارواح اجسادی که تشریح می‌شدند، برگزار می‌شد.

ویژگی مهم تئاتر آناتومی بولونیا، عمومی بودن آن بود. تئاتر آناتومی عمدتاً در زمان کارناوال[۹] -اواخر زمستان- برگزار می‌شد، زیرا این فصل برای نگهداری اجساد مناسبترین زمان بود زیرا سرمای هوا سبب می شد تا اجساد دیرتر به گندند. همچنین زمان برگزاری کارناول ها قبل از شروع دوره روزه‌داری مسیحیان  بود، این جشن‌ها با شور و نشاط فراوان و اغلب با حضور افرادی با لباس‌ها و نقاب های خاص همراه بود. نقاب افراد مانع از آن می شد تا طبقه اجتماعی آن ها مشخص شود بنابراین همه افراد شهر در صورت تمایل می توانستند با دادن هزینه ورود به تئاتر آناتومی در این دوره ها شرکت کنند. در واقع شرکت کنندگان تئاتر آناتومی نه فقط دانشجویان و اساتید بلکه افراد معمولی شهر نیز بودند از این رو تئاتر آناتومی بولونیا به تئاتر آناتومی عمومی[۱۰] مشهور بود.(Ferrari,1987)

البته باید توجه کرد که تئاتر آناتومی نه تنها نقشی در جریان اصلی دروس پزشکی در دانشگاه های اروپا نداشت بلکه در دانشگاه های بسیاری از کشورها در برابر برگزاری آن مقاومت می کردند. مثلا لوئیس مرکادو[۱۱] (۱۵۲۵-۱۶۱۱) پزشک اسپانیایی در برابر ایده ساختن مکانی برای تشریح در دانشکده های پزشکی می گفت: « پزشکی خوب بیش از دویست سال در اسپانیا بدون نیاز به آموزش رشته آناتومی انجام شده است و در این کشور هیچ کس به اندازه کافی برای انجام آناتومی آموزش ندیده است»(Martinez-Vidal & Pardo-Tomas,2005, p254) از این رو در بیشتر قرن هفدهم، پزشکانی که در دانشکده پزشکی والادولید[۱۲] تحصیل می‌کردند، هیچ آموزشی در زمینه آناتومی ندیده بودند. لورنزو ماگالوتی[۱۳] (۱۶۳۷-۱۷۱۲)، یکی از اعضای همراهان دوک توسکانی، اظهار داشت: «تمام ادبیات پزشکی اسپانیا در حال حاضر به الهیات مدرسی و پزشکی منسوخ‌شده‌ای که در آثار جالینوس یافت می‌شود، خلاصه می‌شود… برای اثبات این موضوع کافی است …  بگویم که درمؤسسه‌ی مشهور و معتبر آلکالا، هشت یا ده سال است که آناتومی تدریس نمی‌شود»(Martinez-Vidal & Pardo-Tomas,2005, p 260)

حال این پرسش مطرح می شود که چگونه آموزش پزشکی بدون اطلاع از آناتومی امکان پذیر بود؟ پاسخ به این پرسش در طب اخلاطی نهفته است. در طب اخلاطی علایم و نشانه های تعداد زیادی از بیماری ها به اندام ها منتسب بودند اما بیماری مکانمند نبود بیماری می توانست در سراسر بدن حرکت کند و با تغییرهای نشانه ای همراه باشد. اما باید توجه کرد که هر چند بیماری بر اندام ها به منزله پایه های بیماری استوار بود اما « ابتلای یک عضو برای تعریف بیماری به هیچ رو ضروری نبود»(فوکو،۱۳۹۲ ،ص ۵۰) به عبارت دیگر در طب اخلاطی «اندام های بدن محمل جامد بیماری هستند، نه شرط لازم و ضروری آن. نظام نقاطی که بیماری به واسطه آن ها با بدن مرتبط می شود نه دائمی است و نه ضروری. بیماری و بدن فضای مشترک از پیش معینی ندارند.» (همانجا،ص ۵۱). از این رو پزشک در مواجهه با بیمار به دنبال ارتباط میان بیماری و علت آسیب شناسی آن نبود. بنابراین نیازی به این نبود که پزشک در فرایند آموزش و تعلیم اش از نحوه تشریح اجساد و دانش حاصل از آن آگاهی یابد به عبارت دیگر دانش آناتومی یا جایی در دروس آموزشی دانشجویان پزشکی نداشت و یا نقش محوری و مهمی در آن نداشت. از این رو درباره لزوم آشنایی دانشجویان پزشکی با آناتومی اجماعی وجود نداشت.

حتی از نظر موافقان برگزاری درس آناتومی مفید بودن آن به دلیل آگاهی از پاتولوژی برای تشخیص و درمان بیماری ها نبود بلکه معتقد بودند که دانش آناتومی می تواند به پزشک در کارش بینش دهد و او با این دانش بهتر می تواند به کار خود بپردازد. با توجه به اینکه بیماری در طب اخلاطی مکان مند نبود و رابطه الزامی میان بیماری و آسیب شناسی وجود نداشت آگاهی از دانش آناتومی فقط می توانست توانایی و قابلیت های پزشک را بهبود بخشد. نه اینکه بدون تبحر در آناتومی او نمی توانست یک پزشک شود. از این رو این افراد معتقد بودند که باید مکانی برای جراحی و آناتومی در دانشگاه ها اختصاص داده شود.  مثلا تئاتر آناتومی سالامانکا در نزدیکی کلیسای سنت نیکلاس و گورستان آن قرار داشت تا دسترسی به اجساد آسان تر باشد. این بنا که در ۱۵۵۴ به پایان رسید دارای دیوارهای سنگی خام و سقفی از تخته سنگ با شش تیر متناظر بود.

تئاتر آناتومی نمایشی سامانمند از تشریح بدن انسان بود که کارکرد آن – همچون نمایش جنون و تعذیب- صرفا تاثیر بصری چشمگیر برای عموم و سرگرمی و عبرت آموزی برای آنان نبود بلکه  دارای مکان معین و سناریویی مشخص برای نمایش تشریح و آموزش آناتومی برای پزشکان، دانشجویان پزشکی و مردم عادی نیز بود

در ۱۶۸۴ در مادرید توسط دادگاهی که مجوز پزشکان را تایید می کرد فرمانی برای تاسیس یک تئاتر آناتومی عمومی داده شد. در این فرمان به پادشاه توصیه شده بود که «آناتومی‌های عمومی» توسط یک «آناتومیست ماهر» انجام ‌شود. مقرر شد که در طول هفت ماه بین اول اکتبر و پایان آوریل، هفته‌ای یک تشریح انجام شود که در مجموع بیش از بیست تشریح می‌شد. در نهایت، دادگاه اصرار داشت که سخنرانی استاد باید خطاب به جراحان و پزشکان باشد و تشریح‌ها را «هر کس دیگری که در آن حضور داشت» نیز می‌توانست تماشا کند. این امر نشان‌دهنده ماهیت عمومی نمایش آناتومی در یک مکان عمومی، مطابق با رویه سایر شهرهای اروپایی در آن زمان بود. بنابراین، وجود مکانی مناسب در مادرید و اطراف بیمارستان شهر که تشریح‌های آناتومی در آن انجام شود و مخاطبان زیادی را در خود جای دهد، ضروری بود. به عبارت دیگر، آنچه مورد نیاز بود، یک تئاتر آناتومی مانند تئاترهایی بود که در سایر شهرهای اروپایی در آن زمان ساخته می‌شدند. (Martinez-Vidal & Pardo-Tomas,2005, p 261)

نکته ای که در گزارش های فوق برجسته است تاکید بر عمومی بودن تشریح است یعنی گرچه مخاطب اصلی برگزاری تشریح اجساد دانشجویان پزشکی و پزشکان بودند اما افراد عادی نیز می توانستند با پرداخت پول در جلسه تشریح شرکت کنند. تئاتر آناتومی نمایشی سامانمند از تشریح بدن انسان بود که کارکرد آن – همچون نمایش جنون و تعذیب- صرفا تاثیر بصری چشمگیر برای عموم و سرگرمی و عبرت آموزی برای آنان نبود بلکه  دارای مکان معین و سناریویی مشخص برای نمایش تشریح و آموزش آناتومی برای پزشکان، دانشجویان پزشکی و مردم عادی نیز بود. از این رو به آن تئاتر آناتومی اطلاق می شد و نه صرفا نمایش هایی همچون نمایش جنون یا تعذیب که مردم صرفا به تماشای آن می نشستند. اما با مکانمند شدن بیماری در قرن نوزدهم، آناتومی بستری برای آسیب شناسی بیماری ها شد. به عبارت دیگر جسد انسان به منزله ابژه ای دیده شد که تشخیص و اتیولوژی بیماری ها بر آن مبتنی بود. یعنی پزشکان برای هر بیماری ای به دنبال ضایعه ای در بدن بیمار می گشتند. بنابراین آناتومی به عنوان بخشی از تدریس پزشکی درآمد و طبابت -تشخیص، اتیولوژی و درمان بیماری ها- بدون آناتومی امکان پذیر نبود. بیمارستان که تا پیش از آن به منزله نوانخانه ای برای بیماران در حال احتضار و بدون خانواده بود به مکانی برای پژوهش بر روی بیماری ها و شیوه های درمانی آن ها تبدیل شد. تئاتر آناتومی عمومی حذف شد و آناتومی به عنوان رشته ای در علوم پزشکی در مکان هایی به نام سالن تشریح صرفا برای آموزش پزشکان و دانشجویان پزشکی انجام می شد.

 

زندگی روزمره در دوره پیشامدرن دربردارنده انواع نمایش ها بود.«نمایش» هایی که به طور خاص تنظیم، آماده یا ترتیب داده شده و کم و بیش ماهیت عمومی داشتند و سرگرمی چشمگیر یا جالبی را ترتیب می دادند. در اواخر قرون وسطی و دوره رنسانس، ساکنان شهر می‌توانستند در طول زندگی خود شاهد نمایش هایی باشند که به مناسبت های سلطنتی یا مذهبی برگزار می شدند. این نمایش ها تقویم نسبتاً کامل و جذابی برای ساکنان شهری در سراسر اروپا ایجاد کرده بودند.

در این میان سه نمایش دارای اهمیت ویژه ای است: نمایش جنون، نمایش تعذیب و تئاتر آناتومی. اهمیت این سه نمایش از آن رو هست که این نمایش ها در زمان ما از بین رفته اند و نهادهایی جایگزین آن ها شده اند که نقش مهمی در زندگی روزمره ما دارند: تیمارستان، زندان، بیمارستان.  فوکو در سه گانه تاریخی خود می کوشد تا چگونگی پیدایش این سه نهاد را نشان دهد. او در کتاب های تاریخ جنون و مراقبت و تنبیه: تولد زندان با ارجاع به «نمایش» های جنون در اقامتگاه های اجباری ،کشتی دیوانگان و نمایش تعذیب تلاش می کند تا ابتدا تلقی پیشامدرن از جنون و تعذیب را توضیح دهد و سپس نشان دهد که چگونه این تصورات دگرگون شدند و در فرایند تغییر آنها نهادهای تیمارستان و زندان مدرن متولد شدند. اما در تولد کلینیک، فوکو اشاره ای به نمایش هایی از این دست برای تصویر تلقی پیشامدرن از بدن انسان نمی کند. در حالیکه تئاتر آناتومی عمومی می توانست به عنوان نمایش برجسته ای از نمایش بدن انسان – البته نه بدن زنده بلکه جسد بی جان- مورد اشاره قرار گیرد. با توجه به آموزه اصلی فوکو در این کتاب که مکان مندی بیماری است، او به بررسی چگونگی پیوند آناتومی با تشخیص و اتیولوژی بیماری ها در قرن هیجدهم و نوزدهم می پردازد. از این رو بیان تئاتر آناتومی می توانست تصویری از دوره ای را نشان دهد که در آن آناتومی وجود داشت اما پیوند میان آن با بیماری ها برقرار نشده بود. بدین گونه فوکو می توانست چگونگی برقراری این پیوند و  پیدایش پاتولوژی و در نتیجه پزشکی مدرن را با وضوح بیشتری تبیین .

 

[۱] – anatomy theatre

[۲]Anatomical Theatre of Padua

[۳] –  Theatrum Anatomicum of Leiden University

[۴] – Anatomical theatre of the University of Uppsala

[۵] – Anatomical theatre in the General Hospital of Madrid

[۶] –  Anatomical Theatre of the Archiginnasio

[۷] – Bologna

[۸] – function

[۹] – کارناوال‌های اروپایی معمولاً در اواخر زمستان و قبل از شروع دوره روزه‌داری مسیحیان (Lent) برگزار می‌شوند. این جشن‌ها با شور و نشاط فراوان و اغلب با حضور افرادی با لباس‌ها و ماسک‌های خاص همراه هستند. کارناوال ونیز در ایتالیا و کارناوال کلن در آلمان از جمله معروف‌ترین کارناوال‌های اروپایی هستند که با حضور افراد نقابدار و لباس‌های رنگارنگ شناخته می‌شوند.

[۱۰] – Public Anatomy

[۱۱] – Luis Mercado

[۱۲] – Valladolid

[۱۳] – Lorenzo Magalotti

 

 

مرجع:

مقدم حیدری، غلامحسین(۱۴۰۴) نقش نمایش در روش شناسی فوکو: جنون، تعذیب، آناتومی ، مجله روش شناسی علوم انسانی، دوره۳۱، ش ۱۲۴

https://method.rihu.ac.ir/article_2389.html

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.