نگاهی تازه به فلسفه پزشکی بیندازید.

بیماری و درمان در جوامع ابتدایی (۲): بیماری به مثابه موج تسخیرگر

غلامحسین مقدم حیدری

0

کشیش روژیه (Rougier) در گزارش خود در ۱۹۰۷درباره تلقی بومیان فیجی* از بیماری می گوید:

«ما باید قطعا از این اندیشه اجتناب کنیم که تصور فیجی ها از بیماری را مانند تصور خودمان از بیماری می داند. در ذهن فیجی ها بیماری مانند موج است. یعنی تاثیری خارجی است که بر بیمار سنگینی می کند و به نظر می رسد که او را تسخیر کرده باشد. این موج یا تاثیر را فقط خدایان یا شیاطین و یا موجودات زنده می توانند ایجاد کنند. اما بیماری هر گز از علت های طبیعی مانند سرما یا گرما ناشی نمی شود … از نظر فیجی ها برای بیماری هیچ علت طبیعی وجود ندارد. آنان علت بیماری را در جهان نامرئی که دوشادوش این جهان مرئی قرار دارد جستجو می کنند.  »(لوی برول،ص ۳۷۰)

در ذهن بومیان بیماری مانند موج است. یعنی تاثیری خارجی است که بر بیمار سنگینی می کند و به نظر می رسد که او را تسخیر کرده باشد

لوسین لوی برول(Lucien Levy Bruhl) ،فیلسوف و انسان شناس فرانسوی(۱۸۵۷-۱۹۳۹)، معتقد است که در ذهن ما غربیان این جهان نامرئی فقط می تواند خارج از آن چیزی که طبیعت می نامیم وجود داشته باشد. اما از نظر بومیان فیجی این دو جهان – طبیعت و ماورا- جهانی واحد را می سازند. برای ذهنیت بومیان عناصر طبیعی همانقدر واقعی اند که عناصر ماورا طبیعی. (لوی برول،ص ۳۷۰) به عبارت دیگر دوگانه طبیعی/ ماورا طبیعی که ما از پشت عینک آن به جهان می نگریم الگوی ذاتی ذهن و فرایند اندیشیدن ما نیست بلکه الگوی اندیشیدن فرهنگ معاصر ماست که در حوزه های گوناگون از جمله طبابت نیز دیده می شود.

وظیفه درمانگر، مرد-پزشک ،  مکانمندی بیماری در تن بیمار نیست بلکه زدودن جرثومه ناپاکی از بدن بیمار است.

برای روشن شدن موضوع نمونه دیگری را به نقل از لوی برول بیان می کنیم. بومیان لوانگو -ناحیه ای مسکونی در اوگاندا- معتقدند که:

«چیزی انسان را غفلتا تسخیر می کند و وارد او می شود و شروع به بدرفتاری می کند. این «چیز» می تواند قدرت های کینه توز یا تاثیرات دشمن یا زهرهایی باشد که از اشیای طبیعی، مکان ها، غذاهای جامد یا مایع ساطع می شوند، اما این «چیز» می تواند از بتها، انسان ها و جادوگران نیز نشات یافته باشد. بیماری می تواند روحی باشد که به شخص بیمار هجوم برده و در او لغزیده است و هم می تواند بعضی ارواح باشند که از نیروهای حیات بخش انسان تغذیه می کنند و سبب درد او می شوند و زمینگیرش می کنند و روح او را آشفته می سازند. »(لوی برول،ص ۳۷۱)

از این رو وظیفه درمانگر، مرد-پزشک ، بدنبال مکانمندی بیماری در تن بیمار نیست بلکه او می کوشد تا جرثومه ناپاکی را که بیمار بدان مبتلا شده  است از وی بزداید. طرز خاص لباس پوشیدن درمانگر ، ابزار و ادواتی که با خود می آورد و مناسکی که اجرا می کند ؛ همه در راستای بیرون راندن بیماری و فرار از سلطه آن است.

*فیجی گروهی از جزایر آتشفشانی در اقیانوس آرام جنوبی است که در ۱۷۷۰کیلومتری شمال نیوزلند واقع شده‌است.

منبع

لوی برول،لوسین(۱۳۸۹) کارکردهای ذهنی در جوامع عقب مانده، ترجمه یدالله موقن، هرمس

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.