ازمپیک، طبی سازی چاقی و اقتصاد جهانی
علیرضا منجمی
قریب به دو دهه است طبیسازی در کانون تأملات و پژوهشهای من قرار دارد و برونداد آن کتاب، چندین مقاله، سخنرانی و یادداشت بوده است. کوشیدهام طبیسازی را به یک مسئله در فلسفه پزشکی بدل کنم. آنچه میتوان در میدان طبیسازی مشاهده کرد تغییر و تطور مدام آن و دستاندازی به حوزههای جدید است. آنچه چندین دهه پیش در مرکز طبیسازی قرار داشت (همچون اعتیاد) دیگر چندان مورد اقبال نیست، گو اینکه هنوز در صحنه حاضر است.
آنچه در امواج جدید طبیسازی بیشتر برجسته است سلامتگرایی (healthism) نام دارد. در این موج موضوع دیگر بیماریانگاری یک وضعیت و احالۀ آن به پزشک برای درمان خط اصلی نیست بلکه ارتقاء سلامت و توانافزایی (enhancement) هدف اصلی است و کارخانههای بزرگ دارویی و فناوریهای زیستی جای جامعه پزشکی را گرفتهاند.
جدیدترین نمونه که میتواند ابعاد جدیدی از پدیدۀ طبیسازی را نشان دهد، پدیدۀ داروی ازمپیک (Ozempicnomics) است. این پدیده چنان فراگیر شده است که اصطلاح «اقتصاد ازمپیک» برای توصیف آن پیشنهاد شده است و به تأثیرات گسترده و شگفتانگیز داروهای کاهش وزن جدید (مانند ازمپیک و ویگووی) بر اقتصاد جهانی، رفتارهای مصرفکننده و صنایع مختلف اشاره دارد. این دارو را شرکت نوو نوردیسک در اصل برای درمان دیابت نوع ۲ تولید کرد. ازمپیک یک داروی تزریقیِ حاوی سماگلوتاید است که با کاهش اشتها و کند کردن تخلیه معده، برای کمک به کنترل وزن و درمان چاقی بهکار میرود.
بیماریانگاری چاقی در موجهای پیشین طبیسازی رخ داده بود و به ارتقاء کیفیت سلامت افرادی که چاقیهای پاتولوژیک دارند یاری رسانده بود با زیباییزدایی (de-aestheticization) از چاقی ابعاد جدیدی یافت. طبیسازی لزوما به زیباییزدایی ختم نمیشود مانند عینک که همزمان یک درمان برای عیوب انکساری چشم است ما در دهههای اخیر به یک عنصر دکوراتیو تبدیل شده است.
زیبازدایی از چاقی همراه است تصوری از بدن ایدهآل که صنعت مد و سینما آن را به معیاری جهانی بدل کردهاند. در چنین جهانی که از یک سو به دلیل رژیم غذایی و کمتحرکی افزایش وزن به یک پدیده جهانی بدل شده است و از سوی دیگر طبیسازی راهکارهایی سریع عرضه میکند که نیاز به تغییری بنیادین در شیوه زیست ما ندارد، ازمپیک همچون یک نجات دهنده ظاهر میشود.
اقتصاد ازمپیک نشان میدهد که حداقل در شش محور تغییراتی در سطح جهانی رخ داده است:
۱. تغییر در الگوی مصرف مواد غذایی
این مهمترین بخش «اقتصاد ازمپیک» است. از آنجا که مصرفکنندگان این دارو کالری کمتری مصرف میکنند و میل آنها به غذاهای چرب، شیرین و الکل کاهش مییابد. صنایع غذایی و تنقلات همچون نستله و پپسی و تولیدکنندگان مواد غذایی فرآوری شده با چالش کاهش تقاضا مواجه شدهاند. از سوی دیگر، تمایل به صرف غذا در رستورانها و سفارشهای بیرونبر هم به طرز چشمگیری کاهش یافته است.
۲. تأثیر بر تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورها
مثال بارز این مورد کشور دانمارک است. شرکت سازنده این دارو (Novo Nordisk) به قدری ثروتمند و بزرگ شده است که ارزش بازار آن از کل تولید ناخالص داخلی کشور دانمارک فراتر رفته است. این شرکت به تنهایی باعث رشد مثبت اقتصادی دانمارک در سالهای اخیر شده و نرخ بهره در این کشور را تحت تأثیر قرار داده است.
۳. کاهش هزینههای سلامت در بلندمدت
اگرچه این داروها گران هستند، اما با کاهش چاقی، بیماریهای مرتبط مانند فشار خون، دیابت، بیماریهای قلبی و مشکلات مفاصل ممکن است کاهش مییابند. این موضوع میتواند در آینده میلیاردها دلار از بار هزینههای سیستمهای درمانی و بیمهها کم کند.
۴. بازار پوشاک و مد
با کاهش وزن سریع تعداد زیادی از مردم، تقاضا برای لباسهای با سایز کوچکتر افزایش یافته و بسیاری از افراد مجبور به نوسازی کامل کمد لباس خود شدهاند که این خود یک شوک مثبت به خردهفروشی پوشاک است.
۵. بهرهوری نیروی کار
تحلیلگران اقتصادی معتقدند کاهش نرخ چاقی در جامعه میتواند منجر به کاهش غیبت از کار به دلیل بیماری، افزایش تمرکز و کارایی کارکنان و افزایش مشارکت اقتصادی افرادی که قبلاً به دلیل مشکلات جسمی توانایی کار نداشتند.
۶. تأثیر بر صنایع دیگر (هواپیمایی و حملونقل)
یک تحلیل جالب از «یونایتد ایرلاینز» نشان داد که اگر وزن متوسط مسافران تنها چند کیلوگرم کاهش یابد، این شرکت سالانه میلیونها دلار در هزینه سوخت صرفهجویی خواهد کرد؛ زیرا وزن کمتر هواپیما مستقیماً با مصرف سوخت کمتر در ارتباط است.
این مرور فهرستوار نشان میدهد که طبیسازی دیگر صرفاً موضوعی مرتبط با نظامهای سلامت نیست بلکه چنان گسترده شده است که نیازمند حکمرانی جدی است.